اختراعات ويژه‌

پس از اين گريز ضروري به جنبه‌ٴ اجتماعي كارــ گريزي كه علي‌رغم تفصيلش موضوعي چنين‌ وسيع را فقط در حد يك خراش سطحي مي‌شكافدــ اكنون بايد چند اختراع جداگانه را مورد توجه قرار دهيم‌. كافي است به قطب‌نما، ساعت‌، نخستين سلاح‌هاي گرم‌، چاپ حروفي در چين‌، كه قبلاً در اين مجلد مورد بحث قرارگرفته و به عينك كه در مقدمه‌، ج 2 (ص 1885ـ1889) از آن‌ سخن گفته‌ايم‌، توجه كنيم‌. در عمل‌، همه‌ٴ ابزارهايي كه در سده‌ٴ چهاردهم به‌كار مي‌رفت پيش از آن‌ اختراع شده بود و بسياري از آنها خيلي پيش از اين عصر. ممكن است در طي اين عصر اصلاحاتي در طرح يا ساخت آنها به عمل آمده باشد، ولي اگر هم اصلاحي صورت گرفته‌، چندان اهميتي نداشته است‌.
مي‌توان بررسي‌هاي سودمندي را ذكر كرد كه به وسيله‌ٴ يك افسر بازنشسته‌ٴ سواره نظام فرانسه‌ به نام لوفاور دونوئت انجام شده است‌.1 او عدم كارايي نيروي حيوانات در دوران باستان و افزايش چشم‌گير آن در سده‌هاي ميانه را ثابت مي‌كند و نشان مي‌دهد كه اين مديون سه اختراع‌ هم‌رتبه بوده است‌: خاموت محكم‌، نعل آهني و دوبه دو بستن اسب‌ها. او در كتاب ديگري‌ مدعي شده كه اختراع سكان موجب انقلابي به‌همان اهميت در ترابري دريايي شد.2 ادعاي‌ دومي به استواري اولي نيست‌، چون با اين‌كه سكان خيلي مهم بود، بدون آن هم مي‌شد به‌ وسيله‌ٴ پارو، بادبان‌، دكل‌هاي جلو و عقب يا ساير اصلاحات در دكل‌هاي كشتي‌، دريانوردي كرد. همه‌ٴ اين اختراعات مدت‌ها پيش از سده‌ٴ چهاردهم تكميل شده بود. از آنجا كه كشتي‌سازي‌ درسده‌هاي دوازدهم و سيزدهم پيش‌رفت زيادي كرد، احتمال دارد اصلاحات ديگري در طرح‌ كشتي‌ها يا دكل‌بندي آنها در سده‌ٴ چهاردهم صورت گرفته باشد، ولي نمي‌توانيم مشخصاً بگوييم‌ چه چيز و چه وقت‌.3
از آنجا كه پارچه‌بافي در تاريخ اقتصادي اروپا نقش مهمي داشت‌، شايد از خود بپرسيم چه‌ اصلاحاتي در ريسندگي‌، بافندگي‌، گازُري يا رنگرزي انجام شده‌، ولي باز هم دراين موارد چيزي‌ به ذهنم نمي‌رسد. بااين همه‌، مورخان اقتصاد قبول دارند كه استفاده از پارچه‌هاي نخي افزايش‌ چشمگيري يافت‌، چندان‌كه سده‌ٴ چهاردهم را ((قرن پيراهن‌)) ناميدند.4 مسلم است كه استفاده از


1. Lefebvre des Nottes: L'attelage et le cheval de selle s travers ages (2 vols., ill, Paris 1931; Isis 19, 300) 
2. De la marine antique a la marine moderne La revolution du gouvernail, contribution a l'etude de l'esclavage (Paris 1935;  Isis 26, 484-486).
3. S. C. Gilfillan: Inventing the ship. A Study of the inventions Made in her History between floating log and rotor ship (294  p. 80 fig., Chicago 1935; Isis 24, 45-53).

4. واژه‌ٴ camisia (كه chemise= پوشش‌؛ پيراهن از آن مشتق است‌) نسبتاً قديمي است‌. گرچه واژه‌ها در چنين‌ تحقيقي چندان كارامد نيستند. نام مي‌ماند، ولي‌ چيزها عوض مي‌شوند. مثلاً بنابر واژه‌نامه‌ٴ گاليك تأليف دوكاني chemise de Chartres يعني كت چاپاري (Vanderkindere, p. 390, 1879).